نقل است که چون از مکه می آمد، به همدان رسید. تخم معصفر خریده بود. اندکی در خرقه بست و به بسطام آورد. چون بازگشاد موری چند در میان آنها دید. گفت: ایشان را از جای خویش آواره کرده ام. برخاست و ایشان را باز همدان برد و آنجا که خانۀ آنها بود بنهاد.
ذکر بایزید بسطامی


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 مرداد 1390    | توسط: محمد    |    | نظرات()