گفت زمانی غلامی خریدم، از وی پرسیدم: چه نامی؟ گفت: تا چه خوانی! گفتم چه خوری؟ گفت تا چه خورانی! گفتم چه پوشی؟ گفت تا چه پوشانی! گفتم چه کار کنی؟ گفت تا چه کار فرمایی! گفتم چه خواهی؟ گفت بنده را با خواست چه کار؟. پس با خود گفتم ای مسکین تو در همۀ عمر خدای تعالی را چنین بوده ای؟ بندگی، باری از وی بیاموز. چندان بگریستم که هوش از من زایل شد.
ذکر ابراهیم ادهم

نوشته شده در تاریخ شنبه 15 مرداد 1390    | توسط: محمد    |    | نظرات()