نقل است که روزی به سر چاهی رسید. دلو (ظرف فلزی) فرو گذاشت، دلو پر نقره برآمد. نگونسار کرد و باز فرو گذاشت، پر زر بر آمد. باز فرو گذاشت پر نقره بر آمد. نگونسار کرد و وقتش خوش شد. گفت:الهی خزانه بر من عرضه می کنی و می دانی که من بدین فریفته نشوم، آبم ده تا طهارت کنم.
ذکر ابراهیم ادهم

نوشته شده در تاریخ جمعه 14 مرداد 1390    | توسط: محمد    |    | نظرات()